Skip to content

فرمودات سرکار ریاض احمد گوهـر شـاهی

اگر کسی تمام عمر خود را به عبادت سپری کرده باشد اما در نهایت با امام مهدی و حضرت عیسی، مخالفت نماید. آنانیکه دوباره به دنیا می‌آیند (عیسی با جسم و مهدی به‌وسیلهٔ ارواح ارضی) پس این شخص مانند بلیعم باعور دوزخی و به‌مثل ابلیس مردود می‌باشد. اگر کسی تمام عمر همانند سگ زندگی کرده باشد اما در نهایت امام مهدی و حضرت عیسی را همراهی نماید و آن‌ها را دوست بدارد، چنین فردی از سگ به حضرت قطمیر مبدل گردیده و به بهشت می‌رود.

پیروان برخی از فرقه‌ها و مذاهب می‌گویند که عیسیؑ وفات نموده است. زیارت ایشان در افغانستان قرار دارد. این یک تبلیغ گمراه کننده می‌باشد. زیارت که در افغانستان موجود است متعلق به عیسیؑ نیست، بلکه به بزرگ که هم نام عیسی بوده مربوط می‌شود. در آن روزگار قدیم که مردم پیاده سفر می‌نمودند، به ماه‌ها سفر کردن و بعد تدفین نمودن، چه هدفی داشت؟ سپس می‌گویند که: چطور عیسی به آسمان بالا برده شد؟ ما می‌گوییم که، آدم چگونه از آسمان پایین آورده شد؟ در حالی که ادریسؑ با جسم ظاهری در بهشت هنوز هم موجود است. خضرؑ و الیاسؑ هم در این دنیا حضور دارند، بر آن‌ها نیز مرگ نیامده است. نواسهٔ غوث اعظم، حیات المیر از ۶۰۰ سال بدین سو زنده است. غوث اعظم فرموده بود: تا زمانی‌که سلام مرا به مهدیؑ نرسانی، باید نمیری. به شاه لطیف لقب (بری امام) از سوی حیات المیر عطا شده بود. محل اقامت ایشان هنوز هم در (بارا کوه) که نزدیک مری، پاکستان قرار دارد، محفوظ است.‌

مجازات گناهان ظاهری، حبس، جریمه و یا اعدام است. اگر کسی در راه فقر است مجازات آن‌ها ملامت می‌باشد. در حالی که جزای گناهان باطنی، بسیار زیاد است. جریمهٔ غیبت کننده این است که نیکی‌هایش به طرف مقابل انتقال می‌یابد. حرص، حسد، بخل و تکبر نیکی‌هایش را از بین می‌برد. اگر در او کمی نور باشد باز هم به‌ دلیل گستاخی و بغض که در مقابل انبیا و اولیا نشان داده بود از وی سلب می‌گردد. همان‌طور که کشف و کرامات شیخ صنعان، به‌ دلیل گستاخی در مقابل شیخ عبدالقادر جیلانی سلب گردید.


نقل است زمانی‌که به بایزید بسطامی خبر رسید که یک شخص بدگویی او را می‌کند، بایزید بسطامی برای این شخص معاش مقرر نمود. فرد مذکور درکنار دریافت معاش، بدگویی نیز می‌کرد. یک روز همسرش به او گفت: یا نمک حرامی را رها کن یا معاش گرفتن را و یا هم بدگویی را. سپس او تعریف کردن را شروع نمود. زمانی‌که بایزید از این ماجرا خبر شد. معاش وی را قطع نمود. سپس همان شخص در خدمت بایزید حاضر شد و گفت: زمانی‌که بدگویی می‌نمودم معاش اخذ می‌کردم، حال که تعریف و توصیف شما را بیان می‌نمایم، دلیل قطع معاش چیست؟ ایشان فرمودند: آن موقع خدمتگار من بودی، بدگویی‌هایت گناهانم را می‌سوزاند و من معاوضهٔ این کار را برایت پرداخت می‌کردم. حال، به کدام دلیل مزدی برایت بدهم. بدی‌های فوق الذکر به نفس اماره تعلق دارند که ابلیس مددگار آن می‌باشد. در حالی که تقوا، سخاوت، بخشش، صبر و شکر، عاجزی و تجلیات الٰهی به قلب شهید تعلق دارند که ولی مرشد یار و مددگار آن می‌باشد.


تا زمانی‌که نفس، اماره است انوار هرگونه کلام پاک در قلب جای نمی‌گیرد. بدون شک اگر الفاظ و آیات را حفظ کند، باز هم مثال طوطی را دارد. زمانی‌که نفس شما به منزل مطمئنه برسد در آن صورت، هیچ چیزی ناپاک در قلب شما استقرار پیدا نمی‌کند که در این حالت شما مرغِ بسمل هستید. برای پاک نمودن نفس، یک نفس شکن را تلاش کن. کسی‌که از سوی الله به این عهده رسماً فایذ شده باشد. طهارت ظاهری جسم با آب صورت می‌گیرد و طهارت درونی جسم با نور الٰهی اجرا می‌گردد. بدون طهارت، جسم آلوده و ناپاک است. جسم طاهر قابل عبادت الٰهی است. البته قلب پاک، شایستهٔ تجلیات الٰهی می‌باشد که در این هنگام، کتاب‌های آسمانی هدایت می‌دهد متقیان را (هدی للمتقین)، وگرنه صاحبان کتاب دشمن یکدیگر می‌شوند. مجدد الف ثانی در مکتوبات خود تحریر نموده: (افرادی که نفس شان اماره است، شایستهٔ مطالعهٔ قرآن نمی‌باشند. مبتدی باید اول ذکر الله نماید یعنی باطن خود را پاک سازد، منتهی باید قرآن بخواند.)

حدیث: برخی قرآن می‌خوانند و قرآن بر آن‌ها لعنت می‌فرستد.

بلهی شاه:
کھا کے سارا مکر گئے جنھاں دے بغل وچ قرآن
پس از خوردن همه چیز منکر شدند کسانی‌که قرآن را زیر بغل‌های شان گرفته اند

عابد در این گمان است که برای الله عبادت و شب بیداری می‌کند و به همین دلیل به الله نزدیک است. پس از عبادت زمانی‌که دعا می‌کنی: صحت، عمرِ طولانی، مال و دولت و حور و قصور است. فکر کن! آیا گاهی هم دعا نموده بودی که یا الٰهی، من بجز خودت چیزی دیگری نمی‌خواهم؟


عالِم به این گمان است که، من بخاطر نزدیکی به خدا بخشیده شده ام چون من علم و قرآن را در درونم دارم. در این صورت شما به کدام دلیل، دیگران را دوزخی خطاب می‌نمایید، در حالی که هر مسلمان مقداری از علم و بعضی از سوره‌های قرآن را در حافظهٔ خود دارد. فکر کن! چه کسی علم را می‌فروشد؟‌ چه کسی خودش را می‌فروشد؟ چه کسی غیبت اولیا الله را می‌کند؟ چه کسی حسود، متکبر و بخیل است؟ در دل یک چیز در زبان چیزی دیگری، صبح یک چیز شام چیزی دیگری. این همه کار‌های کیست؟ چه کسی به مردم حقیقت را دروغ و دروغ را حقیقت بیان می‌کند؟ اگر تو از این خصائل دور هستی پس جانشین رسول هستی! و روی گرداندان از تو نیز بی ادبی است.

قاری نظر آتا ہے حقیقت میں ہے قرآن
یعنی….... قاری به نظر می‌رسد اما در حقیقت، قرآن است (علامه اقبال)

اگر به چنین خصائل شیطانی گرفتار هستی شاید از همان علمای قرن چهارده‌هم باشی که گرگ در بارهٔ شان گفت:‌ اگر یوسف را خورده باشم، خداوند من را از علمای قرن چهارده‌هم بشمارد.

اطلاعات ترجمه

این ترجمه مبتنی بر مشارکت جامعه است و برای اطمینان از دقت و مطابقت با متن اصلی نیاز به بررسی و تأیید دارد.

حق نشر © 2026 بنیاد جهانی مهدی